✔ عـلـ[بابا]ــی
بردار زخمهای مرا مرهمی بیار / بگذار وصلههای تنم را عوض کنم / بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود / از من مخواه تا کفنم را عوض کنم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خیز، اى بنده محروم و گنهکار بیا / یک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیا / بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفت / دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنند ... ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خدایا : شب قدر است و قدر شب قدر تو میدانی ... به قدر من ننگر، قدر خویش اعطا کن . . . آمین … !
✔ عـلـ[بابا]ــی
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را / فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست / تنها یکی به قله تاریخ می رسد ... هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
بوی تو دارد این باد، وز هفت برج و بارو ... خواهد گذشت تا من، همچون نسیم عیار ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
اينفوگراف چيست ... ؟ اینفوگرافها یا گرافیکهای اطلاعرسان نمایشگران تصویری اطلاعات و دادهها هستند. این نگارهها در جاهایی که نیاز به توضیح ساده و یا سریع دادهها است، استفاده میشوند. استفاده از گرافیکهای اطلاع رسان باعث میشود بیننده با نگاهی کوتاه حجم قابل توجهی از اطلاعات را که شکل نوشتاری آن ممکن است مقاله بلند بالایی را تشکیل دهد، به سادگی از طریق بصری دریافت کند و حتی آن را به خاطر بسپارد.
✔ عـلـ[بابا]ــی
فهرست 10 نابغه برتر جهان که انیشتین جزو آنها نیست ! وقتی صحبت از نوابغ اول جهان به میان می آید، ناخودآگاه نام آلبرت انیشتین به اذهان خطور می کند، اما این فیزیکدان مشهور آلمانی جزو این فهرست ۱۰ نفره نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشقت هوای تازه ست، در این قفس که دارد ... هر دفعه بوی تعلیق، هر لحظه رنگ تکرار ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ز من چون شمع تا یک ذره باقی است / نخواهد بود جز آتش مقامم ... مرا جز سوختن راه دگر نیست / بیا تا خوش بسوزم زانک خامم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی / شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی / لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم / سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
لایریک » خواننده : محمد اصفهانی » آلبوم : ماه غریبستان » آهنگ : دیده بگشا
✔ عـلـ[بابا]ــی
بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند ، خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم / اگر خون دل بود، ما خوردهایم ... گواهی بخواهید، اینک گواه / همین زخمهایی که نشمردهایم ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 1 ساعت و 49 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن