دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلم گرفته خدا را بگو چه کار کنم / غروب می وزد از چارسو چه کار کنم / گرفتم اینکه دل از خانه خودم کندم / به آن دو پنجره روبرو چه کار کنم * ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خلق دلسنگ‌اند و من آيينه با خود می‌برم / بشكنيدم دوستان، دشنام پنهانی بس است / بر سر خوان تو تنها كفر نعمت می‌كنيم / سفره‌ات را جمع كن ای عشق، مهمانی بس است ... !/ [فاضل نظری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آنچنان دیوانگی بگسست بند ... تا همه دیوانگان پندم دهند ... !/ [مولانا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شیشه ی صبر دل از سنگ جفای تو شکست / لاجرم خسته و بیچاره و پژمان رفتم / پیش از اینم سر و سامان و دل و دینی بود / باختم دین و دل و بی سر و سامان رفتم ... !/ [شهاب طاهری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

رفتنت را، گنجشکهای پشت پنجره از یاد نمی‌برند ... در خیال من اما ... اِنگـار بر گلويم خنجر گذاشته اند و ... نمی بـُرند ... !/ [خرداد92]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

كار جنون ما، به تماشا كشيده است ... يعنی تو هم بيا، كه تماشای ما كُنی ... !/ [فروغی بسطامی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چهره‌ی آشفته حالان، نامه‌ی واکرده‌ای است ... گر چه ما در عرض مطلب، بی‌زبان افتاده‌ایم ... !/ [صائب تبریزی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تنها بمان تو ای دل و با درد خود بمیر / شیرین هبوط کرده، تو هی کوه می کنی / شاید نماد عاشقی ِ قرن حاضر است / این سر نوشت بد که تو هم عهد بشکنی ... !/ [سید مهدی نژادهاشمی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چون زلف توام جانا، در عینِ پریشانی / چون بادِ سحرگاهم، در بی سر و سامانی / من خاکم و تو نوری، تو عشقی و تو جانی / خواهم که تو را در بَر، بنشانم و بنشینم ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

این بی تفاوتی‌ها ... این بی خبری‌ها ... گاهی‌هم، خبری از سر اجبار ... این نبودن ها، ندیدن ها ... یعنی برو، برو، برو! ... گاهی به‌عمد، چقدر خِنگ میشویم ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و درد ِ سَر ، با دستهای ِ من و چشم های تو آغاز می شود ... و عشق ِ لعنت شده چنین پر باز می شود ... !/ [آرمان میرزانژاد]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ساقی خرابم کن ز مِی، تا رو به آبادی نَهَم ... کاین است پایان طلب، رِندان « دُردآشام » را ... !/ [سید حسین رضوی ( غبار همدانی )]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ما را همه ره ز کوی بد نامی باد / وز سوختگان بهره‌ی ما خامی باد / ناکامی ما چو هست کام دل دوست / کام دل ما همیشه ناکامی باد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پيش آمده شبيه همه لحظه‌های عمر / الوند می‌شود دلم، آدم نمی‌شود / می‌فهمد از بايِن تو كه دوست داری‌اش / اما دلم به اينهمه محكم نمی‌شود ... !/ [مهدی علی‌بلندی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
پایت ببوسم.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

رفتی و نمی شوی فراموش / می آیی و می‌روم من از هوش / پایت بگذار تا ببوسم / چون دست نمی رسد به آغوش ... !/ [سعدی]