دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تمام شب را خوابیدم ،تا بیدار باشم ... برای لحظه ای که ... به دیدارم می آیی ... ! (امیر جمال امیدی ـ دفتر روزهای فیروزه ای)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شعری که با خیال تو آغاز می کنم ... بندی است که از گلوی سخن باز می کنم ... می گویم و به گفتن شعرم برای تو ... بر خلق٬ مثل آینه ها ناز می کنم ... ! (مریم جلائی ـ دفتر باغ بلور)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از تمام خاک تن ام ، خاک دست هایم بیشتر از همه ورز خورده است ... ! این را تنها خاک پاهایم فهمید ... که تنها توانست راه برود ... ! (سیده زهرا یوسفی پور ـ دفتر روشنی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آرام ،بر دل خونين تبار آسان نیست ... همچون قدم ،که به فهم سوارآسان نیست ... درک شکست شقایق ،زخم خیانتِ باد ... در ذهن سبز و سفید بهار آسان نیست ... ! (سميراباقري ـ دفتر افق هاي بي قرار)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تا رویم را می خوانند، دلم را باز نکرده، دورم می اندازند ... گویند تاریخت گذشته ... ! (مهدی باجلان ـ دفتر امیدواری)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به عشق چه دادی؟ ... جز يك دستمال خيس از اشك ... براي تمرينِ يك لحظه عشق ،مرا تباه كردی ... اي كاش كمی وجدان بود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خيلي‌خوب و به تلخي، مي‌دانم ... تمام‍ ترانه‌هايي كه آواز شده‌اند، تمام كلماتي كه سروده شده‌اند، مي‌توانستند ادامه یابند، زماني‌كه جوان بودم ... كسي مرا با سر رهايم كرد؟ ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و عشقش را رها كن، زماني‌كه مي‌ميرد ... بر بالايِ استخوان‌هايش بنويس: بيشتر زنده نماند، تا به ‌ما نان بدهد ... چه‌كسي جز سنگ‌ها او را مي‌خواهد؟ ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

حرفی به من بگو ... پیش از آنکه مرگم فرا رسد ... کلبه خوابی نشانم‌ده ... پیش از آنکه تا همیشه گم شوم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به انتظارش نشسته بودم ... که انتظار ناگاه آغوشش را به رویم گشود ... به انتظارش نشسته بودم ... که ناگاه در زیر ریزش سبکبارانه ی دانه های برف، در زیر بهمنی از برف دفن شدم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
محمدعلی کلی.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

به بهانه 17 ژانويه هفتادمين سالروز تولد ورزشكار قرن ؛ "من محمد علی هستم، يك انسـان آزاد" ... (كلوسيوس كلي نام يك برده است. من اين نام را انتخاب نكرده‌ام و آن را نمي‌خواهم. من محمدعلي هستم، يك انسان آزاد و از همه مردم مي‌خواهم كه وقتي با من حرف مي‌زنند يا درباره من حرف مي‌زنند از اين اسم استفاده كنند ...)

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در سبزه زاری تابناک ،می آیم و می روم ... می دانم روزی خواهد آمد ... که در برگ برگ غوغای عشق ات ... همچو صنوبر خواهم آرمید ... !