دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@✔ عـلـ[بابا]ــی

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نمیدانستم که لمس خیالت هم "وضـــــــــــــــو" میخواهد ... تا تو را "یـــــــــاد" میکنم، باران می بارد ... [از چشم‌های آسمان] !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سر به سویی می کشد ما را در این ره ، پا به سویی / عقل آخر بین به سویی، عشق بی پروا به سویی / موج سر گردانم و بازیچه‌ی طوفان هستی / هر دمم ساحل به سویی می کشد، دریا به سویی ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
راتا
1_____________.jpg راتا
در میکده

در سرزمین یاران .. باران گرفته باران .. از بغض چشم یاران از داغ انتظاران ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تکثیر جنون مسالۀ اصلی ما شد / وقتی که از این خانه به آن خانه خبر رفت / رقصید گلی در وسط معرکۀ باد / لرزید درختی و در آغوش تبر رفت ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق يعني کوچه کوچه انتظار / رؤيت خورشيد در باغ بهار / عشق يعنی با جنون تا اوج‌ها / رفتن از ساحل به بام موجها / عشق يعنی يک تغزل شعر ناب / مثنوی‌های خدای آفتاب ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق يعنی اربعين ياس‌ها ... اشک سرخی در غم عباس‌ها ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
باران30.gif ✔ عـلـ[بابا]ــی

باران رویاست ... آرزوها را صدا می کند ... در کوچه های گذشته، قدم می زند و هیچ نمی پرسد ... چون همه چیز را می داند ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در مذهب ِ عشق ... من پیامبری تشنه بودم ... با پیاله هایی پر از اشک ... رو به دامنه‌ی دعا ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گریـه؛ آخریـن چیزی ست کـه بـاقی می‌مانـد ... و بـغض یکـی مانـده بـه آخریـست ... و " امیـد " پیـش از بـغض می تـرکد ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

امشب شده ام مست که مستانه بگریم / بگذار شبی، گوشه ی میخـــانه بگـــریم / زآن آمده ام مست در این میکده کامشب / بر قـهـقهه ی ســاغــر و پیــمانه بگـــریم ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

رسالت‌ دیگری‌ در میانه‌ نیست‌! ... من‌ به‌ این‌ رباط‌ آمده‌ام تا تو را زندگی‌ کنم‌ ... و بمیرم ... !/ ["یغما گلروئی"]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر مُرده‌ای، بیا و مرا بــبَر ... و اگر زنده‌ای هنوز ... لااقل، خطی، خبری، خوابی، خیالی ... بی انصاف ... !/ [سید علی صالحی]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خیس خیسم ... زیر باران خیال، اما ... [بی تو ... باران هم، بوی تشنگی می دهد !] ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نه! شعر عاشقانه نخواهم ساخت ... از لحظه ی شکنجه که شد تمدید ... از روزهای خوب نمی گویم ... وقتی تو را رفیق! نخواهم دید ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.