دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ / صحرا و باغ زنده‌دلان کوی «دلبر»ست / کاش آن به خشم رفته‌ی ما آشتی‌کنان / باز آمدی، که دیده‌ی مشتاق بر در ست ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم بر سینه دارم شادم نمیکند / یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند؟ ... !/ [؟]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عاشقم ، سوخته ام ، وا بگذارید مرا / لحظه ای با دل شیدا بگذارید مرا / من در افتاده ام از پا دگر ای همسفران / ببُرید از من و تنها بگذارید مرا ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کاش هوشیاری من حوصله اش دست تو بود / پشت هر ثانیه ام، ناوک چشمان تو بود / کاش بیدار بمانم که کمی گریه کنم / کاش این قرن خسیس روز و شبش دست تو بود ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای "عشق" ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عاشقم خواهد و رسوای جهانی، چه کنم؟ / عاشقانند به هم عاشقی و رسوایی / شمع ما خود به شبستان وفا سوخت، که داد / یادِ پروانه ی پرسوخته، بی پروایی ... !/ [شهریار]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق‌ پيش از اجلم كُشت و به مردن نگذاشت ... شاد از اينم كه مرا دوست به دشمن نگذاشت ... !/ [شوشتری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو را من زهر شیرین خوانم ای "عشق" / که نامی خوشتر از اینَت ندانم / وگر -هر لحظه- رنگی تازه گیری / به غیر از زهر شیرینت نخوانم ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست / گر چه با من می‌نشینی چون چنینی سود نیست / چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بُوَد / در میان جو درآیی آب بینی سود نیست ... !/ [مولانا]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خشک آمد کِشتگاه من، کنار کِشت همسایه ... قاصد روزان ابری، "داروگ" ... کِی می‌رسد باران؟ ... !/ [نیما]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هرکس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت ... امّا تو را ، ای "عاشق" انسان ! کسی نشناخت ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهـــــــــارانم ولی ... چون بهاران می رسد، با من خزانی می کند ... !/ [شهریار]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

"بی‌تابی‌"ها، چه جلوه ها که ندارد در این انسان ... گهی شمیم گل آید از او گهی عصیان ... گهی عطوفت و نرمش است جلوه ای از آن ... چه پیچیده است "بی‌تابی" ... گهی قرمز و گلگون آنچنان که باید بود ... گهی سیاهی و در خود تنیدنی ناجور ... تا انسان هست "بی‌تابی" ها، تمامی ندارد، انگار ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چرخ چرخان در میان شعله‌ها / همزبانِ شعله‌ای جوشم نشد / من همان گُنگم که خوابی دیده است / عالم اما یار کرگوشم نشد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
چشم سخن گو.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

ای چشم سخنگوی، تو بشنو ز نگاهم ... دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم ... !/ [شفیعی کدکنی / خط چشم نواز استاد احد پناهی]

این ارسال را بازنشر کرده است.