amin
میرود تنهای تنها، باز هم میبینمش /باز هم رد میشود از این خیابانِ شلوغ/او نمیفهمد نمیفهمد فقط رد میشود/ با همان انگیزهی دیرین... خیابان شلوغ...
amin
بالا گرفتهام سرِ خود را اگرچه عشق/ یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه..
amin
حال مرا نپرس که هنجار ها مرا /مجبور می کنند بگویم که "بهترم"
amin
تو سلیمان میتوانی شد، ولی با چند شرط/ شرط اوّل آن که حرف مورها را بشنوی..
amin
چه خوب میشد اگه دوست داشتن دست خودمون بود...
amin
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداشته باشد تندیس زیبایی نخواهد شد از زخم تیشه خسته نمی شوم چرا که وجودم شایسته تندیس است
amin
آيين عشق بازي دنيا عوض شده ست /يوسف عوض شده ست، زليخا عوض شده ست
شبت سبز
14 سال و 8 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل