وقال ربكم ادعوني استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين گفته بیا تا اجابت کنم،خلاف عهدی درش راه ندارد،قطعاً خبری هست ؛به شیوه خودش ...
میگفت به یکی وعده بدهی که فلان ساعت بیا در خانه تا فلان کتاب را بدهم ،بعد اگر بیاید و تو نباشی،یا کتاب همراهت نباشد، یا دلت نباشد بدهی،شرمنده میشوی،خیلی شرمنده...میگفت چه برسد به او...
تویی که هرآن ممکن بود ول کنی و بروی بیآنکه خودت را مسئول تمام کردن بدانی،حالا اگر موقعیت خداحافظی پیش نیاید حتماً بعدش میگویی که ببخش،بی خداحافظی رفتم.... #افتاده-گی-آموختیم (:
حالا گاهی از تو باقی زندگی یواش و هیس هیس کنان میام لب پنجره #اینجا میشینم ،یه کم با حسرت نیگانیگاش میکنم بعد میبندم و پا میشم میرم باز تو همون باقی زندگی.....
یه وقتایی بود من اینجا رو باز میکردم هرچی دلم میخواست توش مینوشتم و زودی میزدم انتشار و بعد لیله کنان و سبک و خوش و خرم میرفتم دنبال باقی زندگیم.....
عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت ... زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت ... خون در دل و ریشهٔ تنم سوخت چنان ... کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت #ابو-سعید-ابوالخیر
خدا پر داد تا پرواز باشد / گلویی داد تا آواز باشد / خدا می خواست باغ آسمان ها / به روی ما همیشه باز باشد . / خدا بال و پر و پروازشان داد / ولی مردم درون خود خزیدند / خدا هفت آسمان باز را ساخت / ولی مردم قفس را آفریدند......#قیصر-امین-پور
چرا مردم قفس را آفریدند ؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟
چرا پروازها را پر شکستند ؟
چرا آوازها را سر بریدند ؟
.
پس از کشف قفس ، پرواز پژمرد
سرودن بر لب بلبل گره خورد
کلاف لاله سر در گم فرو ماند
شکفتن در گلوی گل گره خورد
.
چرا نیلوفر آواز بلبل
به پای میله های سرد پیچید ؟
چرا آواز غمگین قناری
درون سینه اش از درد پیچید ؟
.
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت ؟
چه شد آن آرزوهای بهاری ؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری ؟
.
چرا لای کتابی ، خشک کردند
برای یادگاری پیچکی را ؟
به دفتر های خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکی را ؟
.
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا می خواست باغ آسمان ها
به روی ما همیشه باز باشد
.
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند