دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

aziiiii

مگر چند بار به دنیا آمده ایم...... که این‌همه می‌میریم؟ درباره »
aziiiii
زن - مجرد
امتیاز: 659.8

دنبال‌شدگان

(96 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(164 کاربر)

گروه‌ها

(23 گروه)

بازدید

aziiiii
aziiiii

هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد . . . بكرند . . . نابند . . . احساساتشان دست نخورده است ، لمس نشده اند ، ... باور نكرده اند ، تحقیر نشده اند ، كمیاب اند ! پاك اند ! روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند . .

aziiiii
aziiiii

نه امپراطورم و نه ستاره ای در مُشت دارم... اما خودم را با کسی که خیلی خوشبخت است اشتباه گرفته ام... و به جای او نفس می کشم... راه می روم... غذا می خورم... می خوابم و ... چه اشتباه قشنگ و دل انگیزی!!!...

aziiiii
yy4gj.jpg aziiiii

@( غریب )به احترام نرگس ..

aziiiii
aziiiii

ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را به رُخـم مـے کـشـنـد/ چـه مـے دانـنـد ... فـرهـادتـــ شـده اَم

aziiiii
aziiiii

به سرنوشت بگوييد... اسباب بازي هايت بي جان نيستند... آدمند... مي شكنند... آرام تر...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
aziiiii
aziiiii

man omadaaaaaaam

aziiiii
aziiiii

آنچه در رگ هایم جاری ست ، خون نیست.... مذاب لحظه های با تو بودن است ....که پر می کند شیارهای خسته و خالی وجودم را. . . . این روز ها....... کم خونی گرفته ام

aziiiii
aziiiii

میخواهم... این راهی که من و تو آمده ایم را... از ابتدا ویران کنم... تا هیچ کس ... به اینجایی که ما رسیده ایم ... نرسد

aziiiii
aziiiii

قدیما خیانتم حرمت داشت ، حداقل ... در خفا انجام میشد

aziiiii
aziiiii

حالا کــ ِ تمامــ ِ راه را آمده امــ ، حالا کــ ِ تـا تـ ـ ـو هیچـــ نمانده ، چقدر دیر یادَشــ آمد خـُدا کــ ِ ما قسمتــــ ِ هَمـــ نیستیمــــ !

aziiiii
aziiiii

لطفا هی نپرسید دلتنگی چه معنی دارد؟ دلتنگی معنی ندارد...درد دارد

aziiiii
aziiiii

آدمی که رفتنش را داد می زند، نمی خواهد برود. داد می زند که نگذارند برود ..!!!!

aziiiii
aziiiii

کاشکي گاهي وقتا خدا از پشت اون ابر ها ميومد بيرون و گوشم رو محکم مي گرفت و داد مي زد که آهـــــــــــــــــاي بچه جون!!! بگير بشين سر جات ...اينقده غر نزن... ......همينه که هست! بعد يک چشمک مي زد و آروم توي گوشم مي گفت همه چي درست ميشه

aziiiii
aziiiii

aziiiii
aziiiii

لطفا به من عشق هاي ِ دروغين تعارف نكنيد قبـــــلا صرف شده