aziiiii
می گویند رسم زندگی چنین است می آیند.... می مانند..... عادت می دهند..... و می روند.... و تو خود می مانی .... و تنهاییت ..... رسم ما نیز چنین شد ... آمدیم... ماندیم .... عادت کردیم و حال که وقت رفتن است..... می فهمیم که چه تنهاییم.... و رفتنی شدیم...
aziiiii
دلم عجيب گرفته است. وهيچ چيز، نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش، نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نميرهاند. و فكر ميكنم كه اين ترنم موزون حزن تاابد شنيده خواهد شد
aziiiii
هیچ گاه به کوچه بن بست ناسزا نگو ... رنج بن بست بودن، برای کوچه کافی است
aziiiii
مدت هاســـــت نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم… نه از رفتن کسی دل گیـــــــر… بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد.....
aziiiii
دلم برای یک نفر تنگ است.... نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه می کند... حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم.... رنگ موهایش را نمی دانم.... لبخندش را ...فقط میدانم که باید باشد و نیست
aziiiii
آرام باش دلم .. بی تاب نمان گُلم .. آرام باش دلم .. نرم و آهسته و خاص .. ... نم نمِ باران باش .. عطرِ نیلوفر و یاس .. تا برویانی .. غنچه هایِ لبخند .. بر کویرِ بایرِ دلهایی که .. عمریست .. با خنده .. قهرند .. آرام باش دلم .. بی تاب نمان گُلم .. بی تابی .. خسته می کند تو را .. خسته نمان .. دلم ..
aziiiii
خداوندا ! مگر نهاینکه من نیز چون تو تنهایم پس مرا دریاب و به سوی خویش بازگردان ، دستان مهربانت را بگشا که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم
سلام دنبال میشید

14 سال و 6 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبللایک کاربری هم زدم برات
tnx
14 سال و 6 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبلme 2