aziiiii
نترس اگر هم بخواهم از این دیوانه تر نمیشوم ! گفته بودم بی تو سخت میگذرد ...حرفم را پس میگیرم بی تو انگار اصلا نمیگذرد ...
aziiiii
یک تلــــنــگر هــم کــافــی بود برای اینکـــه بشکنـــم بـــه هــر حــال ممنـــون از مـُشت ـت! ...@
aziiiii
دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود ... آمدی رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی ...
aziiiii
هميشه خوب خداحافظي كنيد گاهي همه چيز آنقدر سريع اتفاق ميافتد كه فرصتي براي يك خداحافظي خوب پيدا نميكنيد و از من قبول كنيد ... جاي بوسهاي كه هنگام خداحافظي نكردهايد تا ابد درد ميكند
aziiiii
حالم شديدا گرفته است.... و به گمانم مسري هم هست! دلم میخواد مدتی را جایی گم و گور شوم! جایی در میان خودم!
aziiiii
تو حیاط نشسته بودیم واسه بابام اس اومد … چون چشاش ضعیفه داد من بخونم ، متن اس : “قدم نو رسیده مبارک ! آقا شنیدم خیلی خوشحال شدم !!!” قیافه بابام قیافه ما هیچی دیگه تحقیقات مامان فعلا ادامه داره !
aziiiii
این روزها که میگذرد !.. چیزی برایم نمانده است ! جز .. یک آه بلند .. و یک .. ای کــــــــــــــــــــــــ ــــاش بزرگ !!!
aziiiii
این سکوت هم مثل همیشه ..
زیر پای هق هق های من..
تلف می شود..!!
aziiiii
وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هرجا بروم باز وجودم تنهاست .
aziiiii
هر شب كابوس خورشید را میبیند؛ ماه!
حس میکنم حالم مث حال خودته ...
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبلبازم از این پستا بذار ...
ok
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 15 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبل