aziiiii
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه
aziiiii
چقدر در این زندان بی رحـــم زندگی ، با ســـکوت مبهم ثانیــــه ها سر کردم ، به این امید که تــــو با من هستـــی
aziiiii
تو می دانی آن ها که از چشم می افتند دقیقا کجا می افتند ؟ چندیست دنبال خودم می گردم …
aziiiii
آسوده باش دل من ، دیگر تو را به کسی نخواهم داد …
aziiiii
پرواز را به خاطر بسپار ؛ پرنده مردنی ست!!!
aziiiii
نگاهکن ... و بگذار در امنیت آرام پلک هایت !! دمی قرار بگیرم.. تا قــــــــــــــرار بگیرم..
aziiiii
تا دوباره دیدنت این رختخواب را وارونه خواهم خوابید… خیانت است به تو……! سر بر کنار خیالت گذاشتن….
aziiiii
دل تـــــمنا میکند تا من بسازمــــــــ خانه ای عاشقان کی خانــــــه دارند دل مگر دیوانـــــه ایــــــ !؟