بابک...
خواهم که در این غمکده آرام بمیرم گمنام سفر کردم و گمنام بمیرم خواهم زخدایم که به دلخواه بمیرم یعنی که تو را بینم و آنگاه بمیرم ....
بابک...
انالله و انا الیه راجعون ودر این لحظه خواهری یا برادری دیده از جهان فرو بست و شاید هم پـــــــــــــــــــــــدری یا مادری باشد این معشوق از دست رفته خدایش بیامرزد قدر هم رو بیشتر بدونیم و ... دوستان خدا حافظ .....
بابک...
زخمم دوباره وا شد و اياک نستعين ......
بابک...
حرفهایی هست ، بدجور دل میشکنند ! بدجور دل می سوزانند ! بدجور خراب میکنند ! حرفهایی از نزدیکترین کسانت ... از عزیزترین کسانت ! گاهی دلت میخواهد ، نزدیک ترین ، آنقدر عزیز نبود ! یا اگر بود ، کمی بیشـــتر .. حواسش ، به تاثیر ِ حرفهایش بود ...
بابک...
میگن مرگ حق. خواستم از همینجا اعلام کنم خدایا....! من از این حقم میگذرم !!! همچین بنده ی با گذشتی هستم ......!
بابک...
آنجا نشسته ای و لبخند می زنی اما دستی تکان نمی دهی ای کاش آن "قاب " قاب ِ پنجره بود ...!
بابک...
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻌﻨﻲ : ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩ ﺳﺮﺍﻏﺖ ! ﺍﻣﺎ .... ﺗَﻪِ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ : ﺍﻭﻥ ؛ ﺍﻭﻥ ... ﺍﻭﻥ ... !!!
بابک...
باران که می بارد! دیوانه می شوم دلم هوای آن قدم زدن ها را می کند هوای آن پیچاندن ها و.... دروغ ها و... هوای در بغل تو آرام شدن.... حیف که نمی ارزی به برگشتنم....
بابک...
ای عـقــل دســتـم بــه دامــنـتـــ ! دل ، ســوی ِ چــشـم ِ او رفـتـه اسـتـــ ! بـــرنـگشـتـه...
بابک...
همدیگر را بغل کنید، واگیر ندارد ..دنبالریا@
بابک...
یادت هست؟ نه یادت را نمی خواهم اینها نوستالژی ست نمی خواهم تو رفته ای و من آمده ام اینجا شعر بگویم آمده ام غزل به باد دهم وگرنه دل که سالهاست به باد داده ام!!!
بابک...
باغبان خوبي نبودم برايت ؛ زود هرز رفتي .... خيلي زود ... !!