بابک...
اگه وقتی میخنده خوشگل تر میشه. اگه صداش بی نظیره اگه خوب شرایط ِ بحرانی رو کنترل میکنه. اگه بهتون آرامش میده. اگه میتونه غافلگیرتون کنه. اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه. اگه بهش میگید رفتم ،که نرو گفتنش رو بشنوید. اگه مهربونه اگه ماهه اگه خوبه اگه دست هاشو دوست دارید بهش بگید خب....! بهش بگید... دیر میشه..
بابک...
چقدر دوست دارم انسانی بدوی باشم کلمه را نشناسم در غارم ارام کنار شعله های اتش در نهایت خوشبختی با دود به همه ی دنیا برسانم دوست داشتنم را
بابک...
زندگی کن ... حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی ...!چون این زنــــــــدگی کردن است که بهترین های دیگر برایت می سازد ...
بابک...
این روزها گل های این باغ پژمرده نمی شوند، پژمرده متولد می شوند!!
بابک...
اعتراف کنم، تمام کشیشها عاشقت می شوند، من جهنم را ترجیح می دهم...@
بابک...
بار خدایا! از کوی تو بیرون نرود پای خیالم چه برانی، چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی
بابک...
سراب رد پای تو كجای جاده پیدا شد كجا دستاتو گم كردم كه پایان من اینجا شد ؟ كجای قصه خوابیدی كه من تو گریه بیدارم كه هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهكارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر كن ازم دوری تظاهر می كنم هستی تو آهنگ سكوت تو به دنبال یه تسكینم صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم یه حسی از تو در من هست كه می دونم تو رو دارم واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم
من اصلن جلویه مدرسه دخترونه نمیرم
13 سال و 11 ماه و 26 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبل
مدرسه دخترونه میاد جلو شما
13 سال و 11 ماه و 26 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 26 روز و 20 ساعت و 15 دقيقه قبل