دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

از پسرای عزیز خواهشمندم این چند هفته اول نرن در مدارس دخترونه ، چون همشون مانتو و کیف و کفش نو دارن هیچکی رو تحویل نمیگیرن @(..\')♥ مهـدے خدآے احساس♥(\'..)

بابک...
بابک...

سلام....

بابک...
بابک...

من خودِ طبیعتم ! چشم های خیسم دریا... لب های خشکم کویر ... موهای نامرتبم جنگل ... تنها یک نخ سیگار کم دارم ! برای تداعی آتشفشان .....! @ناصر

بابک...
بابک...

هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن ... @محـــمد

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

اگه وقتی میخنده خوشگل تر میشه. اگه صداش بی نظیره اگه خوب شرایط ِ بحرانی رو کنترل میکنه. اگه بهتون آرامش میده. اگه میتونه غافلگیرتون کنه. اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه. اگه بهش میگید رفتم ،که نرو گفتنش رو بشنوید. اگه مهربونه اگه ماهه اگه خوبه اگه دست هاشو دوست دارید بهش بگید خب....! بهش بگید... دیر میشه..

بابک...
بابک...
در حرف دل

چقدر دوست دارم انسانی بدوی باشم کلمه را نشناسم در غارم ارام کنار شعله های اتش در نهایت خوشبختی با دود به همه ی دنیا برسانم دوست داشتنم را

بابک...
بابک...
در حرف دل

من از مزارت که بر می گردم می میرم

بابک...
بابک...

سلام....

بابک...
بابک...
در حرف دل

زندگی کن ... حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی ...!چون این زنــــــــدگی کردن است که بهترین های دیگر برایت می سازد ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

این روزها گل های این باغ پژمرده نمی شوند، پژمرده متولد می شوند!!

بابک...
بابک...

سلام...

بابک...
بابک...

بعد از برگزاری اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران اجلاس سران جنبش عدم تحرک در شیراز با موفیقت تمام برگزار شد . . .

بابک...
بابک...
در حرف دل

اعتراف کنم، تمام کشیشها عاشقت می شوند، من جهنم را ترجیح می دهم...@

بابک...
بابک...
در حرف دل

بار خدایا! از کوی تو بیرون نرود پای خیالم چه برانی، چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی

بابک...
بابک...
در حرف دل

سراب رد پای تو كجای جاده پیدا شد كجا دستاتو گم كردم كه پایان من اینجا شد ؟ كجای قصه خوابیدی كه من تو گریه بیدارم كه هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهكارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر كن ازم دوری تظاهر می كنم هستی تو آهنگ سكوت تو به دنبال یه تسكینم صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم یه حسی از تو در من هست كه می دونم تو رو دارم واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم