بابک...
زیاد سخت نگیر .. من سخت گرفتم تنها شدم ...
بابک...
امروز زنی را دیدم که بوسه از لبش میچکید! خدا را شکر پس/ هنوز مردی است که عاشقانه میبارد......!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی ای کاش بیاید که وقت رفتن نرود.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک روز در این سـرمـای ِ عـاطـفه هــا .. ! خــــــودم را می پیچانـم ، به خاطراتت .. ! بـا اینــکه نـیستـی ، ولـــــــی هنوز هم .. یــــــادت .. یک تـابـستـان گــرمـاسـت ...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در این وسوسه شهر بدنبال کسی میگردم که شبیه همه نیست مثل آب است دلش مثل پروانه ظریف مثل تو رویایی و نفس میکشد از عشق خدا من در این وسوسه ی شهر پی نیمه ی گمشده ی آینه ها میگردم
بابک...
سرخوشانـــــه می خندم شوخـــی می کنم سَر به سَرت می گذارم و تو نمیدانی .... چقدر سخت اســت احساس خفگی کردن پشـت این نقابِ لعنتـی...
بابک...
خدارو شکر قدیما که ما کوچیک بودیم [!]بوک نبود...وگرنه الان "دیپلم" هم نداشتیم.....
بابک...
قدیما اینجورى بود كه همه همدیگرو میدیدن ولى اسم و نشونى همو نمیدونستن ..! الان اینجوریه كه همه اسم و نشونى همو میدونن ولى هنوز همدیگرو ندیدن ..!
بابک...
عاشق شدم به گبری گبری که دین ندارد/این کار کار عشق است عشق که دین ندارد...
بابک...
از همـــان اول که بــه استـقـبـالـش میـروی به فکر بَـدرقــه کردنـش هم بـاش ، دل نـبند ..!!
بابک...
“برایم بخند” برایم که میخندی چشمهایت که هیچ، آسمان هم زیبا میشود…بهارم@
بابک...
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت … فهمیدم که گاهی “هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است” کصافط@