♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ، زندگی ، چای ، بوسه، غایب ، خنجر ، سفالکسین ، نگاه ، دست ، یادگار ، لباس ،قلم ، آشیانه ، خیابان ، سکوت ، معلق ، H2O ، تاخیر ،اعتماد ، یاد ، دریا ، اضطراب ، امید ، تو ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه کن... که چه تلخ و غریب افتاده اَم، در قصه هایم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این خیابان، دیگر کلاغ هم ندارد ....چه رسد به گنجشک های خسته از باران.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تب نیست هذیان های ذهن ِ متروک اَم ، برفکهایم به شدت چرک کرده اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر سفیدی ِ کاغذ ،دلم را فاش میکنم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصمیم اَم را گرفته ام.سفری به تهِ دریا ! همانجایی که هیچکس نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این همه پیغمبرها گفته اند که روح باقی می ماند و چنین و چنان می شود. اما هیچکس توجه نکرده که آیا روح ما قابل بقا هست یا نه ؟! شما را بخدا روح ما با این افکار پست و اندیشه هایی که از حدود معده و شهوت تجاوز نمی نماید آیا اگر از بین برود بهتر نیست ؟!؟ موريس مترلينگ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگیه من با تو چقدر زیبا میشود!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستي نيست تا نگاه خسته ام را نوازشي دهد. اينجا ،باران نمي بارد... فانوسهاي شهر، خاموش و مُرده اند دست هاي مهرباني ،فقيرتر از من اند...! این نامردمانِ عشق نديده ، خنجر کشيده اند بر تن برهنه و بي هويتم ! دلم مي خواهد آنقدر بنويسم تا نفسهايم تمام شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیریست که حرفهایم در بستری از بغض خوابیده اند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقوط من : داد و فریاد کردم...کسی نشنید...سکوت شدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از ما که گذشت خدا !... ولی این رسم ساده اومدن و ساده رفتن رو از بین آدمهات بردار!!... نذار ساده بیان...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .