♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه قدر دلم برای دل نوشته هایت تنگ است .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
(روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم!) امروز هیچ نمانده از کوی ودل و من!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی ، یاد نوازندگانی می افتم که در فیلم تایتانیک در لحظات غرق شدن کشتی اوج هنر خود را به نمایش گذاشته بودند و می نواختند... کشتی شکسته ای که مقصدش اعماق دریاست مجال درک موسیقی تو را ندارد اما اگر با او هم مقصدی، بنواز و هنرمندانه بنواز که جز این کاری از تو نمی آید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دل پریدن می خواهد ،به قعر آب ،بی انتظار بالا آمدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشی ام یک گوشه بغ کرده! تمام زندگی ام سایلنت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعدِ رفتنت نه آغوش پنجره اشتياقي به صبح دارد نه خلوت شب ميلي به ماه و ستاره ... من مانده ام و پرده هاي آرام ِ اين اتاق تيره و تارهاي عنكبوت... اينجا احتمال زندگي كم است بر نگرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا كه سبزه نگاهت را به دلم گره زده اي و رفته اي چه فرقي مي كند دربه دري اش چه وقتي از سال باشد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد، مثل روزهاي زمستاني شده اي ارديبهشت هايت كو ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر سال مي آيي چكار؟ وقتي كه هيچ گلي به سرم نمي زني بهار!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر به هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم حال عجیبـــی ست دیدن همان آسمان که ... شاید "تو" ... دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده ای....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نسکافه میخورم و به تو فکر میکنم. شکر می ریزم.شیرین نمی شود. هر چقدر شکر می ریزم نسکافه ام شیرین نمی شود. تلخ است...تلخ تلخ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک دنیای خاموش. یک شهر خواب آلوده. یک خیابان سرد و یک کوچه ی دلگیر. از چه بنویسم؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه سفر کردهای که برگردی، نه غریبی که آشنا بشوی چقدر میشود به یک دل گفت: چشم بر در بدوز، میآید؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .