♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامش و خندههای ِ این روزهام شبیه حباب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها آیا کسی هم هست که حالش خیلی خوب باشد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه رویای شیرینی …. زمان ، ما را دید ، خجالت کشید ، پرکشید و رفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه چیز طبیعی به نظر میاد ولی… کافی ِ یک لحظه دست بکشم از هر فعالیتی تا اشکام سرازیر بشه…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش غار تنهایی، وجود خارجی داشت! جایی که وقتی اینجا جای تو نیست بروی. میخزم درون پیلهام، بیاینکه کسی ببیند یا بداند! بیخیال ِ غار تنهایی. ذهن ِ من، هنوز هم نفس میکشد…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .