♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سـایـه ات چقـدر سنـگـیـن شده ، هــم سـایـه !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرغ عشقم را سر بریده ای مگر که زندگی را بال بال می زنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا هم که باشی نمی توانی فانوسی را که عاشقانه می سوزد خاموش کنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
" حافظ " چقـدر شاعـرانه مي شود وقـتــی " تـــو " می خـوانـی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام از هیجان تو خالی زمستان از آفتاب سرد و رنگ پریده ی هر روز! خسته ام از ابرهای غمباری که صداقت آسمان را لکه دار می کنند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخم یک احساس دیرین، زیر آوار این شعرهای کال، باورهایم را سنگسار می کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پناه می برم به ابــــــــــــر از حرارت آفتاب وقتی که روی برف می نویسی "دوستت دارم"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـرشـب به سـرم می زند کـه بـا قــرص روی مـاه تـو خـودکشـی کنـم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب تمام حرفهای دلم را قدم می زنم. همین..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .