♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر خبری نیست در شهر من ..ایران من .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم میخواد برای همیشه از سرزمینم هجرت کنم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آنقدر صبوری کردم که طاقتم طاق طاق شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستی که چرا غمگینم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من له می شوم وقتی فکر می کنم... به این لحظه ها... که برای تو خاطره می شوند و برای من... حسرت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طبیب به من می گوید... قلبت سر جایش نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کَم شده اند همه انگار پنجره را هم، که باز کنی آدم نمی شوند راست میگفتند قدیمی ترها ترک عادت موجب مرض است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به گدایی ماه تَن داده ام بانو مرا چِه ترس از باد و طوفان؟ نگاه نَکنی! طوفان می شوم بَر بهار سِیل می شوم در کویر سُکوتم قیامت است و شِکوه ام آفرینش تو چیستی که خدا بودنش را از تو دارد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاریک بود ..ندیدم ...افتادم...مردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی آدم ها فقط حسرت به دل هم به یادگاری میزارن....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .