♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من نجنگ! من شکستخوردهترینِ جهانم فقط تو می دانی .. آنچنان شکستهایی خوردهام که حتی مادرم از آنها تنش به لرزه می افتد در گورش....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرروز که پرندهی بخت پشت پنجره اتاقم نمیخواند اما آن روزهایی که به آوازِ نوید، میآید و میخواند یقین دارم تو را خواهم دید.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ته همهی این کوچهها یک خانه است خانهی تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب میشوم تا تو بخوابی و به عشقت تا صبح شب میمانم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوی ناب تنهایی میدهند.....لعنتی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیبا ترین لباس را تنت کن.....اگر آمدی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم غمگینی نیستم اما لبخند زورکی هم نمی زنم زندگی را دوست دارم از مرگ هم وحشتی ندارم فقط ، فقط کمی خسته ام همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو را میخواهم لعنتی گور پدر سرنوشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودمو گرم میکنم با یه لیوان ودکا.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .