♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردبی رویا... زخمی دنیا... محکوم به تکرار... تکرار روزا ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیاده روهای پاییز آسمان بی امان گریه رقص مرگ برگ های زرد روی حقیقی ترین صحنه ی نمایش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و پاییز و خیابون ، رسیدیم به هم دوباره چه ضیافت عزیزی ، یاد های پاره پاره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر غمگینتر از این می خواهیم بانو ... اگر همزاد پاییزم می خواهی بانو اگر همسایه ی مرگ می خواهیم بانو ....."من کوچه ای بن بست هستم"
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .