#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
ترس را در چشمانم می بینم تاریک است اینجا سکوتی ست هولناک پنجه هایم می خواهند بدرند هر آنچه در پیش رویم است...
دود را خلاصه می کنم در حبابهای پوچم...
..که درخت روزی در حیاط خانه مان با باد عشق بازی می کرد!!
این روزها همه ی ذهنم مفت سگ هم نمی ارزد!!
حال من اینگونه می گذرد!!
بی آنکه شعری از دلم... از سرم بیرون جهد!! بی انکه حتی نامی از تو بر لب داشته باشم... می دانی عزیزم؟! با همه ی این هبوط ها در انزوا خواهم مرد... بی آنکه صدایی از من باشد!!
.به صلیب نگاه ات....
شعر روح شعله ور من است که از دوریت آتش گرفته است
ردیف شعرهای من سه نقطه ای منتظر جای خالی تو
مست کن دل مرا کمی فقط بخند
الان که برایت می نویسم سونامی پشت ِ در خانه ست گفتم منتظر بماند اگر نمی یایی در را باز کنم!
تنها برایم یک پنجره مانده ؛ شب و جای پایت بر ماه ... گیج شده ام ! کدام دلهره پاسخ ِ نگاه ِ توست ؟ ..
که از من و شعر به تو نزدیک تر است ..
اندوهگین مباش اتفاق بدی نیست اگر هم زنجیر تو باشم
بی تو خیابان سکانس ِ رفتنت را تکرار می کند ..
ممنون سپیده عزیزم
خواهش میکنم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .