♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیشود گذشته را خراب کرد تا آینده را ساخت .. زخمها در گذشته رد میاندازند در آینده جوش میخورند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پُشتم را خالی میکنی .....میمیرم ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر کَندَن است شبیه ِ زندگی که عاقبت دل باید بکَنی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید بمیرم تا سینهام را بشکافی و بر اندک استخوانی که از من مانده رد ِ نبض ِ قلبم را لمس کنی .. ردی از هیچ بر دندههایم و ردی از دستان ِ تو بر لکههای مانده از دود ِ سیگار ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس ت که نپیچد نفسم می بُرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا تصویر حک شده از تو بر سلول های خاکستری ِ دیروز هنوز بلند بلند حرف خودش را می زند!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .