♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز ساحل درخت و زمین باران خورده است ....بوی خاک باران خورده را نفس میکشم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدون من هواسرده!الان گرمی نمیفهمی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این همه ندیدن تو برای من سخت است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راسـت است که صاحبان دلهای حساس نمی میرند! فقط بی هنگام ناپدید میشوند...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يكدسته مرغابي وحشي. چندشكارچي بافنجاني چاي وگوري دسته جمعي...امروز من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمت را موج مي برد خودت را کشتي موهايت را باد و يادت را ... دفتر گم شدهام ! اسمم را سنگي نگه مي دارد خودم را گوري و يادم را ... مهــم نيســت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرنوشت را نفرین کنم، یا خودم را ....تاب این همه تشویش نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتش به هر زبانی آتش است و می تواند هرجایی بگیرد خانه خیابان کا[!]ت به جوخههای پنهان در آغوشت فرمان بدهی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه ام بسیار ساکت است.....گوشهای من اما فریاد می زنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای باد برگهایم را بی تاب کرده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صبح پاییزی زیبا آسمان فیروزه ای خورشید در بالا عشق تو جوشیده در رگهای من ........مستم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .