♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
..روزها می گذرد و چشم هایم به سمتی است که فکر میکنم از همان سمت، قرار است اتفاقــی بیوفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز در راه عبورت یک گل از باغ خیالم مینشانم به تمنای وجودت.... شاید امروز،لحظه ای خاطر من خاطرت آید!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت تــــلخ ، دود غــــــــلیظ، فضــــای مــه گرفتـــــــــه ، نگاه سنگــین .... هیچکـــدام اهمـــیت ندارد اگر اویــی وجود داشـــته باشد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی وقت است فراموش کـــــــرده ام کدامیک را سخـت تــر می کشــــــم رنــــــــــــج! انتظار! یا نفس را.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر باران خیس خیس چتر باید شدو هق هق گریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینــــــــ روزهـــــ ـــا...هیچکســــ معنای "دلتنـــــگی" رانمیفهمـــــ ـد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم از نگاهم دست برنمی دارد. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتفاق ِغریبی مدام می افتد شبیه ِسوز ِآرشه ی ویولون درون ِحجم ِدرون ! بر سازِ دلم زخمه بزن ، این من و این تو
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .