♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دیگر مخاطبی ندارم ....مخاطب نازنین من ...مثل یک جرعه آب خنک در عطش تیرماه ...مرا نوشید ورفت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از آدم ها متنفر نیستم . . . ولی احساس بهتری دارم وقتی اطرافم نیستند . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـــــــــــــــــــم طاقت این همه عآشقی را ندارد…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـــرد بايد... وقـــتي عشقـــش عصبانيه , نـــاراحته , مي خواد داد بزنـــه، وايــسه روبروش بــــگه : تو چشام نيــگا كن , بهت مــيگم تو چشام نيــگا كن... حــالا داد بزن ... بـــگو از چــي ناراحتي.... .... بعـــد عشقش داد بــزنه , گلـــه كنه , فـــرياد بكشه , گريه كـــنه ...! .... حتـــي با مشتـــاي زنونـــه ش بكــوبه به بغـــل مرد! آخـــرش خســته ميشه ميــزنه زيرگــريه... همــون جا بايــد بغلــــش كنه , نزاره تنـــها باشــه.. حــرف نزنــه ها , توضيــح نده هــــا، فقــط نزاره احســاس كنه تنهـــاست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مُتنفــ ــــرم اَز اِنســـانہایے ڪہ دیوار بلندتـ ـ ـ ـ را مے بیننــ ــــد ولے بہ دُنبـــ ــــال هماטּ یڪ آجر لَق میـــاטּ دیوارتـ ـ ـ ـ ـ هستنــ ـــد ڪہ . . . تو را فرو بــ ـــریزند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من لــــج نکن بغـــض نفهـــــم این که خودت را گوشـــــه گلـــو قائـم کنــــی چیـــــزی را عـــوض نمی کنــــد بــالاخره یا اشـــک میشــــوی در چشــــمانم یا عقـــده در دلـــــــــــم! هــــر دو را زیـــاد دارم حــق انتخـــاب با تــوســت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اگر.... دیوانه نبودم ، اینجا نبودم ! میان این همه دل سنگ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنت را بهانه نمیکنم، تنهایی را تاب میاورم، اگر روزگار میخواهد سهم شادیم را بگیرد باشد... اما من سهمم را از تو ذره ای کم نمیکنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس زندگي كردنو از دست دادم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .