♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر تو در سفر باشی... من نیز... نمازم را شکسته می خوانم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــــآ[!]ت بـــرآیِ جـــوآن مـــرگ شدن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دور از تو شبیخون هیچ لبخندی دلم را نمی لرزاند پشتش به وفاداری غم های تو گرم ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـه شـــوق ِ دیــــدارت … چه آب و جـارویــی راه انـــداخــتــه انـــد ! چشـم هـا و مـژه هـایـم …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در روزهای بارانی جای خالـــــی آدم ها بزرگتر می شود ! !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جــ ــاگــ ــذاشــتـــ ـــه امــ دلــ ــی را هــرکــــ ــهــ یافتـــــــ مژدگـــ ــانیـــ ا ش تمـــ ـام"""زنــــ ـــــــدگیــــــــ ــــــــــ مـــــــــ"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر کمتر اشـــک می ریزم .. دارم بُزرگ می شوم یا سنـــــگ ..! نمی دانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سایه – روشن های تنهایی ام صرفاً سی و چند حرف بود و یک دنیا سکوت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو - جایت خالی . . . باران هست و دیگر بچه های پاییز . . . شمع یادت در دهان سرد باد . . . میرقصد . . . برگ ها دست میزنند . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگاری " برج عاشقی " بودم بلند و شهرآشوب جادوی کبوتران نگاه و عابرانی که با دیدنم کلاه از سرشان می افتاد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .