♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میمیرم برای باقی مانده ات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز ....در ساحل ِنقره ای خزر ....زیر سایه ی مهتاب ُ خروشِ ِامواج به گوش دریا فریاد زدم دردها و آهِ درونم را به آبی دریا سپردم تا موج های خروشان سَر ِغصه هایم را به صخره ها بکوبند و نابود کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کفشهایت را درآور و آرام و بیصدا وارد شو... اینجا سکوت تنها با حرف دل شکسته میشود نه با صدای تق تق کفشها!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی پرواز جان می سپارد سقوط جان می گیرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم قلبم را مثل یک میوه رسیده به همه شاخه های درختان آویزان بکنم . از: فروغ فرخزاد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .