♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اصلا من هیچ... تو به فکر قلمهایی که بی تو اشک می ریزند کاغذهایی که خم می شوند شمعدانی هایی که می میرند گنجشکهایی که لال می شوند هم نبودی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگار... چه میکنی با نامردی مردمان.. من هم ..اگر بگذارند ... دارم خرده های دلم را... چسب میزنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام که بمیری به هیچ کس بر نخواهد خورد هیچ کس نخواهد فهمید شاید سالی سراغی بگیرد و نگاهی به جنازه ات بیندازد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه ها تقدس ندارند! این منم که آنها را مقدس می کنم! واژگانی را که به هر نوشته ام از تو غسل تعمید می شوند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♠♠♠ ملــــوس وشیطـــون ♠♠♠
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سکوت صدایش را برایم بلند می کند کسی پای دردها را وسط می کشد و من با دست دهانم را می گیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه وحشتناک ! ! ! . هوا عاشقانه است .. ...در این شب خاص...کنار خزر....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .