به سلامتیه کسی که نمی شناستت... اما نوشته هاتو میخونه تا از دورنت با خبر بشه... و زیرش کامنت می ذاره... نه واسه اینکه خوشش اومده... واسه اینکه بهت بفهمونه که تنها تو تنها نیستی... برای اینکه بگه تنهایی مقدسه...
ارزوی این راداشتم که روزی بتوانم بوته سرنوشت راازریشه بخشکانم تا هیچوقت نتواند دفترم را با دستان بی مهرش ورق زند وانان را که دوسشان دارم هیچگاه با تکرار واژه قسمت از من نگیرد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .