♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر می توان عاشق تو نبود وقتی حتی گردش افلاک نیز بر مدار چشمان توست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما کاشفان کوچه های بن بستیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت دانه میپاشد برای کفتر های دلم...! .عاشقانه تر نگاه کن کمی...!من همانم مرد بارانی تو .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بندبازی روی طناب عدالت ! اعجابی کور در پیرسالِ معرکه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مدتی ست که قلمم زیر بار نوشتن نمی رود فکر هایم ته مزه ی تلخی دارند... منتظرم که دلم دوباره بهاری شود بنویسم ... زیاد بنویسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین واژه "تو" بود وقتی قهوه ام دست نخورده سرد شد در انتظار سلامی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخند های ترک خورده ام گذشت زمان را نشان می دهند ببین! من سال هاست در این دعوای خانوادگی بی دفاع مانده ام با مشت های کم جان در برابر ضربه های جانانه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تکیه داده ام به شعر و به هیچ خیابانی دل - خوش نمی کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر هیچ معجزه ای نیستم . بهتر است بدانم شروع نشده به پایان می رسد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به گدایی ماه تَن داده ام بانو مرا چِه ترس از باد و طوفان؟ نگاه نَکنی! طوفان می شوم بَر بهار سِیل می شوم در کویر سُکوتم قیامت است و شِکوه ام آفرینش تو چیستی که خدا بودنش را از تو دارد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چون آهــوی گمگشته به هـــر گوشه دوانم....شکارم نمیکنی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب، سکوت است و بازتاب غمت، آسمان آسمان بیابان است /مرگ در کوچه می وزد امشب، باز تنهایی ات پریشان است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .