♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد...باور کن ....کمی زمینی شو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر میخواهید خوشبخت باشید زندگی را به یک هدف گره بزنید نه به افراد و اشیاء...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار که از من بگذرد خشک می شود شاخه های سبــــز باغ چشمانت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام تنم بوی عطر تو را می دهد می ترسم همه بفهمند ساعتها در آغوشت تنها مانده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و قتی بی تفاوت از کنارت میگذرد......انگار نه انگار که هستی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نهنگ اقیانوس باشی و در بند آبگیر جز سکوت چاره ای هست؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرد و غبار است تمام تنم آینه ها نیز پسم داده اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینک سال هاست که آب های جهان از آسیاب افتاده است. نوح عزیز؟! کی به خانه بر می گردی...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخوان فنجانم را من دیگر دلهره ای ندارم از حادثه ببین ! تنم باران حادثه هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این لحظه ها.....اشک دعا اشک دعا اشک دعا اشک دعا . . . و دیگر هیچ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این رعد و برق ها شاید ندانند اما آخــِرَت را برای خودشان می خرند، وقتی به بغل های ناگهانی منجر می شوند !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .