♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غریبه که نیستی ... از تو چه پنهان دیشب خواب ِ تو را دیدم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داستان عشق من رسید و از شاخه افتاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلاغان بر چنار بیبرگ گنجشکان بر سرو پربرگ ماه اول پاییز.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را من دوست مي دارم و مي دانم كه مي داني...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمان من فسیل روزهای تنهاییست... مردنم را نظاره کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب وهجوم تنهایی من محسور سلولی بی پنجره و اندوهی که از خیابانها و کوچه های این شهر برسرم میریزد... و فریادی خفه شده در حنجره از گمان همسایه... صدای پر تنش داریوش !!! فرو ریختن پردهء رسوایی من؟؟؟ درد تا استخوان رسیده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احتمالاً یک تکه از احساسم را پشت و رو پوشیده ای که هر چه می نالد نمـــــــــــــی فهمـــــــــــی نفســــــــــــــــــــــــــم در یقه ی وجودت گیر کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم ..... دلبستن به دلت بیشتر به دلم میچسبد......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست داشـتن یعنی ؛ اونـی کـه ، اگـه صــد دفـعه هـم نـاراحتـش کـنی .. هــر بــار مــیگه : این دفـعه ی آخــریه کـه می بخــشمت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .