♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چيزي شبيه معجزه است..وقتي هرشب به خير ميگذرد ...بي آنکه کسي به تو بگويد "شب به خير"...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش همین حالا پسرکی که در کوچه بازی میکند با تیر وکمانش شیشه خانه را بشکند..... ................ دلم برای شکستن شیشه ها تنگ است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حیات عزت من ... به نفس های لحن توست! اگر بنگاری... ای قلم من!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه به دست... خمیده از زوالی بر چشم...دردی بر دوش..! برخاسته از مرگی در بطن روزمرگی ام! نقش می کوبم گویی...بر هیچ!.......ای تو...!تو بخوان! و بگو تا زیر بارانی به مردم...مراقب برق چشم های معجزه باشند... اینجا برگی نیست...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارد تو را می خواند زبان قلبم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارد از شکوه می افتد خراش قلبم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.این چند روزه بیشتر از هر وقتی زیر لب گفته ام جایت خالیست ....جایت خالیست........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهی بدانی چقدر آشفته ام؟......اصلا آشفتگی یعنی چه ؟......آشفتگی یعنی این...........یعنی در یک شب دو بار به روز شدن..........میفهمی.........؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داستان زندگی ما آدما مثل دونه های برفی تو هوا چرخ می خوره آونقدر چرخ می خوره تا ثانیه ها هم گیج بشن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی سکوت شبانگاهی این جاده ی بی بازگشت، اگر تو نباشی از وحشت انباشته ام می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از حصار کلمه ها خسته شده ام همانقدر که تو از تکرارمن ِمحصور در این کلمه ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین... غمم را در دستما لی پیچیده ام گوشه ی دلم گذاشته امش یادگاری شیرین وجاویدان از تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا دیگر با من به مهمانی یاس ها وسیب ها نمی آیی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم ... دل نازک شده ام ... به تلنگری می شکنم ... چه کنم؟! همین حصار سرد و بی روح خودم را دوست تر می دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قورت می دهم همه دلتنگیهایم را !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .