♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ضرر نکرده ام نه! انقدر به تو پیله کردم تا پروانه شدم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروبم را به تماشا بنشین اینگونه زیبا ترم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهِ تو را شعر میکنم کودکان میخوانند. پلک نبند قحطِ عاشقی میشود فردا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من بگو کی دري باز خواهد شد و جوجه سرخوش ِ ساعت ديواري فرياد خواهد زد صبحي ديگر در راه است ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس کشیدن را دوست دارم گاهی . گاهش را تو می دانی ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه های لبریز از خواهش ات را دوست دارم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر هایم را شبیه کوه می نویسم که به رسم نقاشی های کودکانه از میانشان طلوع کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر به نبودنت عادت کرده ام از بس که نیستی.......زندگی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس غریبیه... خدا خواست یا خودم؟ امیدوارم خدا خواسته باشه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای رفتن دارم در این غروب بارانی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم دلم را تنها به صدایی که می گوید:دوستت دارم خوش کنم... می خواهم نگاهم را از اینهمه سیاهی بردارم می خواهم موهایم میان دست هایش کشیده شود و باور کنم زندگی هنوز ادامه دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم شبیه دیگران هستی شیفته ی پرواز اما هیچ کس شبیه تو نیست آن ها هیچ کدام بال ندارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت پنجره برف می بارد ومن در رویایم او را آدم برفی می کشم سرد و خاموش فردا صبح فقط آفتاب خواهد درخشید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهتابی می ایستم می گذارم صورتم را و لباسهایم را بشوید اسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد! باران یعنی قرارهای خیس باران یعنی تو بر می گردی شعر بر می گردد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .