♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رُز های سوخته ی قرمز .... شکلات سیاهِ تلخ تلخ تلخ پایانِ جشنِ دو نفره ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خلوتم خالي است از شادي...زندگیم پر از سکوتی ست پر تشویش..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم به شمردن ثانیه ها عادت می کنم به حرف هایی که فقط خودم می دانم ، زمان را نمی فهمم کلمات را هم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تمام نگاه های این شهر را می شناسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدای من چشمان گریان کودکی ست که به رویای کلاس نقاشی فردا....شب بالشش خیس میشود ...حالا هی شما بگویید به تظاهر......نقطه چین ها را....با رنگین کمان ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طوفان شو بر من بپیچ...من تشنه خرابی بعد طوفان توام.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ چیز عوض نشده ...فقط بازیگران سال 88عوض شده اند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی، یعنی: ارزش من همین است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار یک نفر هست که اصلا نیست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .