♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نمی دانی ... امّا ... من با خودَم یواشکی نام ِ کوچک ِ تو را صدا می زنم و ... دل َم یک جوری می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! یادت باشد که یادم دهی یادت بمانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این جمله را دوست دارم..... فدای سرت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای من ، شمع هایی ست که روی صندلی ام نشسته اند و باد خفیفی که مدام آزارشان می دهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روي ماهت را مي بوسم خيس ،خيس،خيس!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .