♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و چای و نارنج و تو و سکوت، سکوتی که هنوز بوی عشق می دهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس دورماندن از واقعیت! نمی دانم! اصلا شیبه هیچ کس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ها پر از هبوط زمینی ام عروج توی کارم نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دور و برم باش بگو بخند بازي كن برقص كتاب بخوان ناخن هايت را تميز كن هر كاري خواستي بكن فقط دور وبرم باش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يادت نرود مرا كوك كني قبل از نواختن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاهاي تو قشنگند داستان بي نظيري ست قدم زدن با تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به كلاس مي گذارد با من شيطنت هاي تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردرگم مانده ام میان این خیابان های زخمی و مسیرهایی که هیچکدام مرا به مقصد نمی رسانند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .