♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورت نمی شود اگر بدانی ته مانده های من چه لبخند بی پروایی داشتند آن هنگام که گلبرگ های سجاده ام مرا به آسمان خدای دلتنگ تو می دوخت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند روزی است که می گریم ، برای آفتابی که تا همین همسایگی دیروز ، سخت می تابید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید به نوک درختان عادت کنم وگرنه مرگ هزارچلچله در گلو مرغ سحررا ناله سر نخواهد داد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها زندگی خیلی ها همینه....سیگار پشت چای ...چای پشت سیگار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر از نبودنت می نویسم تا دهان تمام عاشقانه ها را سرویس کنم ....حالا هی نباش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شرمنده دوستان مهربانم هستم ....اما ریز می بینم کسی مزاحم صدف دریایی بشه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شنیده ام که به جنگل قدم گذاشته ای پلنگ وحشی من خوش به حال آهوها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی در حسرت یه آقا جون یا مادر جون .......جون میدی....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .