♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر سخنی ناگفته در من نمانده...من بیخیالِ بیخیالم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درست مثل یک برکه ، آرام و ساکتم این روزها سنگ نینداز و آشوبام نکن ! فقط بگذار ، عکسات آرام و نرم ، توی دلم بیفتد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از "تو" لای زخم هایم استخوان کردم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاریک و روشن میشوند برگها......در نیمهشب پاییز....می خراشد به ناگهان سکوت باغ را....اشک گنجشککی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باغچه لگدمال میشود... پارسال در عروسی... امروز در تشییع...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر چه میفهمد از آنچه میان من و توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قصد پرواز تجربه کردم سقوط را.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کویر دل مرا چه به دریا شدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از دعاهای ما که فرجی حاصل نشد به گنجشک های حیاطمان خواهم گفت برای آمدنت دعا کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش برای بهترین میزبان مهمان خوبی باشیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دیاری که تـو آنجا باشی بودن آنجا کا[!]تـــــــــــ ! آرزوهای دگر، اوج بی انصا[!]تــــــــ ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .