♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدایت آهنگیست گوش نواز برای من.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرواز کن...پرواز کن... تا مبادا آسمان تو را فرموش کند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیچاره مردها : اگه تیپ بزننیم میگن با کی قرار داری ؟ اگه تیپ نزننیم میگن میگن اصلا سلیقه نداری . زیاد بگیم دوستتدارم میگن باز چه نقشه ای تو کلته؟ نگیم دوستتدارم میگن پای کی وسطه ؟ ...زیاد بخندیم میگن دیونه شدی؟ نخندیم میگن چه مرگته ؟ شام بخوایم میگن فقط فکر شکمشه . شام نخوایم میگن معلوم نیست با کی شام کوفت کرده ...والاااااااااااا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میدانستم کجای سکوتت هستم عشق یا نفرت...؟؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافی ست تو را به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانه ترینِ لهجه هاست و چگونه لرزش لب های من دنیا را به حاشیه می برد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بالشم لاجوردی شده بود سرِ صبح . . . باز مادرم گریسته انگار سرِ سجاده اش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــن هنــوز در انتـــــــظار. . . . می مانــــــم تـا بیـــــآیی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی میان بنفش و آبی ... بوم قلبم را تسخیر کرده و ... یاد آن روسری خوش رنگت را تصویر میکند ... یاد چشمانت را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر قطرات باران از عشق بودند و اشکهایم از جنس باران ... تمام گریه هایم را تقدیم بیابان سرنوشتمان میکردم ... که سبز شود ... و من از شوق روییدنش ... پرنده !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .