♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست گل من گریه مکن سخن از اشک مخواه که سکوتت گویاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سكوت مرا مي درد ومن چه بي آزار كنار دريا دريا حرف نگفته و بغض فروخته محتاج به لمس دستاني كه هرگز مرا نخواست جان مي دهم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينجا ، درمان ِ هق هق شبانه ، دستمال هاي مچاله است و مرهم ِ زخم هاي كاري خواب ! خواب و خواب و خواب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان فرصت پرواز بلندی است قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل ام را وسط می گذارم ... . هوس ِ قمار کرده ام!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .