♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی انصاف هرچه نمک ریختم برایش در کودکی بر"ریشِ"دلم می پاشد امروز آینه!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت که می کنی دنیایم رنگ می بازد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران روی رنگ های پاییز اسید می پاشد. نه نسیم نه برگ نه قدم های تند عابری که گذشت هیچکدام مجابم نمی کند، بدوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باغ تنها من تنها کوچه از سکوت خالی بغض در من لبریز و شب از غم سرشار دارم هذیان می گویم.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .