♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جمعه ... نماز ِ وحشت می خواهد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم امشب تمام خودم را نذر نگاهت کنم. اگر بیایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز قلب عاشقم در نینوای عشق تو شهید می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفته بودی پاییز که تمام شود به سراغ رویاهایم می آیی تا دلت را پیشکش عاشقانه هایم کنی من جوجه هایم را شمرده ام ببین.... ! تو نیامدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بالاتر از سیاه ... رنگ نیست ... ولی ... روزگار هست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشق ... از یک سوراخ هزار بار گزیده می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از نشانه های ِ بالینی ِ تنهائی ... بالش ِ خیس است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لامذهب شانس در ِ خانه ی ِ آدم را نمی زند ... ، تازه تقدیر هم می مالد به در ِ آدم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آب افتاده را نقد نمی کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي سكوت حرفهاي قشنگي مي زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من فقط به چشمهای تو ایمان دارم! اگر نه میگفتم که مارا چشم زدند!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این کلمات مانند موریانه هایی تمام میکنند روزی مرا!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .