♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جَلد ِ تنهائی شده ام ... ، به پَر چین ِ زمان ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بی صدا ترین شعر ِمن است.... که از گلوی چشمانم فرو میریزد بر پهنای نگاهی که دیگر نگاهم نمی کند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر بزرگ می گفت جای خیالبافی هایت شال گردن بباف دست خالی نباشی وقت بر گشتنش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست عزیز ...لطفا تو دیدگاه من مزه بی نمک نپاش ممنون ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جــایـــش بــود کــه بــاشـــی کــنــار ایـــن خــاطـــراتـــی کـــه نـــــدارم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگــــــار امشب یک نفر ؛ مشت مشت ... بـر دل تنگی ام ؛ دلشوره میپاشد ...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم نمی پوشم ... از بیعتی که با تماشای تو دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این برگریز غم انگیز، پاییز که در آسمان - رد خونی ست از بال گنجشک های مسافر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جادّه ... فقط سرکوفت ِ حقیقتی به نام فاصله است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرداب نیستم.... اگه یه روزی طغیان کنم، همون دریــام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چاره ای جز سکوت هست ... ؟! وقتی ... زخم های َم ... همه ... دهان باز کرده اند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب ها ... بُغض گلوی َم را می گیرد ... ، روز ها ... روزگار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلی خیال بافی کرده ام ...، روزهای ِ بی تو خیلی سرد است ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 23 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .