♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعدازتو پرندگان مهاجر برنمی گردند رودخانه ها به دریا نمی ریزند ومن جهان را چون پیراهنی ازتن بیرون می آورم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفیــــ نیستـــــ.! خودمـــ سکوتـــــ را معنیــ میکنمـــ کاشــ میفهمیدیــــ گاهیـــ همینــــ نگاهــ سرد روی زمستانــ را همــ کمــ میکند!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته ........خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نمک پروردهی زخمهای از آشنا خورده آنقـدر با خـرابی ایـن گـریه ساخــتهام که هر کنـجِ این خانه از دسـت دیدهام دریاست...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانههایم را بگیر... وقتی از عمقِ این روزهای تلخ تنهاییام را بالا میآورم...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگها شاید ولی گنجشکها هیچوقت مفت نبودند! قلبشان همیشه می زد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودت را بزن به آن شانه ای که گریه ات را پیراهن عثمان ِ بی کسی ات نمی کند..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .