♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقدیم به "او" که نمی داند من برایش می نویسم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امان از این سرای بی سرایان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام آرام محو می شوم از تمام ِ خاطرات تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرحبا بر باران های خزر.......زندگی ِ من بازیچه ی معجزه ی خالقی شد و من آواره ی روزگار ِ دیگران ! ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی ِ من نه برای من ، تنها نشانی در روزگار ِ دیگران بر بودن بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناه همین بود ! من اهل رفتن بودم و برای تو ماندم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی شبها آسمان ابری هم باشد باز ستارهای پیداست .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرشب ِ بی تو یلداست .. منی که زیر حافظ ِ چشمانت یادت را دانه دانه میکنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او بود و قصّـهای که به پایان نمیرسید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفهایی را که نمیتوان گفت و میتوان گفت باید به سکوت بخشید وچه عذابآور است وقتی نگاهت را در هزار صفحه برای دیگران توضیح بدهی! …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمت را موج میبرد خودت را کشتی موهایت را باد و یادت را … دفتــر گــم شــدهام! …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر مُردهای، بیا و مرا ببَر، و اگر زندهای هنوز، لااقل خطی، خبری، خوابی، خیالی … بیانصاف! …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که رفتهای، پرندهای آمدست، در حوالی همین باغِ رو به رو هیچ نمیخواند، فقط میگوید: کـــو کـــو!؟ …
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .