♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من چیزهای با ارزشی دارم ...! حنجره ای برای بغض ... چشمانی برای گریه ... لبهایی برای سکوت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در باغ هستی ، شاید کار ِ ما گل چیدن است ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هيچكس كه باشي ؛ غصه اي نيست كسي بودن سر آغاز ِ قصه ي غصه هاست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا چراغی روشن کرده ام که زیر نورش ، کلمات پروانه وار به ساز ِ دل ِ من می رقصند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقـتی کـه نیـستی پـرنـده خیـالـم بـه سـرش مـی زند کـه خـود را حلـق آویـز کـند از دار دلتنگی ات! بـه دادش نمـی رسـی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سـایـه ات چقـدر سنـگـیـن شده ، هــم سـایـه !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا هم که باشی نمی توانی فانوسی را که عاشقانه می سوزد خاموش کنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیجان واژه ها دست من نیست وقتی با تارِ دلنشین صدایت پودِ رویاهای شیرینم را به رقص آورده باشی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جنونهای شبانه ام را کتاب سیگار و ماهواره ایست که در مدار اندیشه های من می چرخد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .