♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دی ماه فرسایش این حجم خاموش در گذشت زنجیر وار عمر من است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیرده منی دوشون سنسیز هیچ الورمو؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوسه های باران عاشق ترم می کنند وقتی من عاشق تو باشم تو عاشق باران ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مانده ام در نوشتن از تو با اینهمه احساس نم کشیده از اشکهایم ...کنار خزر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
Karanlık oyun oynar aklıma
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ، بر این باورم که ، هر بامداد و شامگاه ، کسی ، خورشید را حجامت می کند . از این روست که ، هیچکس ، طعم بیداری را ، چون خورشید نمی چشد . آنچنان که ، هیچکس ،همچون مردگان ، طعم خواب را !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لال مانده ام هنوز هم ای خوب اگرچه کفش هایم را درآورده ام در آستان ارادتت و رو به زانو نشسته ام اینجا میان سطر خالی شعرهایم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم های شعرهایم کور شده است در تجلی حضور آفتاب اضافه های شعرم را که پاک میکنم دیگر هیچ چیز نمی ماند انگار اینجا جز تو همه چیز اضافه است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار طلسم می شوم آن لحظه همان لحظه ای که نفس هایت وزیدن می گیرد، بر جـــــــان من ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی قراری نگاهت را زندگی می کنم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اهل شکســــته هـــای بی پیوســـتم .با یک دل خون که مانـده روی دســـتم. بار دل مــا چقــــدر سنـــگیــن بستــــند .شاید به گنــــاه اینـکه شـاعــــر هســـتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما هم به یاد می آوریم که هر خاکستر دیر پایی خود پیراهن هزار خرمن از خواب آتش است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودت دل واپسم کردی ...سلام روزای تلخ من ....سلام ای آه آینه ....هنوزم دوستش دارم ....چقدر حالم پریشونه ......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .