♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کمکم کن باران کمکم کن که به دریا برسانم خود را خانه از پنجرهاش بوی جنون میآید.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیره باشی به کسی بعد... ای داد ای داد خیرگی درد بدی است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میشد که بگویی:سکوت و ببارد باران...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شب کوچک من افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهره ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی مینگرم من به نومیدی خود معتادم !!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزها از پی هم میگذرد و من همچنان میدانم... نیستم آنچه باید باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس.... کسی نیست روی قبرم گل پرپر کند ..خسته وبی تاب شدم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته وبی تاب شدم...در د های ما بی پایان است از "تاسف" دیروز بگیر تا "افتخاری" که این روزها نمی کنیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنارم که باشی ماه نیمه میتابد به اینهمه دلتنگی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای کسی تنگ است ....که ......هیچی همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تشنه بی آب شدم......مست بگو ..راست بگو ...هرچی دلت خواست بگو ...خسته وبی تاب شدم ...تا نفسم هست بگو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم احساسم را با میخ بر پیشانی ام بکوبم تا ماه پیشانی ات من باشم اگر باور نداری دیوانگی ام را در شبانه ای ملول خیره ماه را نظاره کن ببین چگونه سیاه وکبود شده تنش لبانم کار خودشان را کردند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اینجا به جرم عاشقی بر دار خواهم شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سکوت خودم / منتـــــظرم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .